قیمت تعادل در اقتصاد

قیمت تعادل در اقتصاد

قیمت تعادل جایی است که عرضه کالا با تقاضا مطابقت دارد. وقتی یک شاخص عمده یک دوره ادغام یا حرکت وارونه را تجربه می کند، می توان گفت که نیروهای عرضه و تقاضا نسبتاً برابر هستند و بازار در حالت تعادل است.

یادداشت هایی در مورد تعادل

اقتصاددانانی مانند آدام اسمیت معتقد بودند که علامت آزاد به سمت تعادل گرایش پیدا می کند. به عنوان مثال، کمبود هر یک از کالاها باعث ایجاد قیمت بالاتری می شود که تقاضا را کاهش می دهد و منجر به افزایش عرضه می شود. این امر در صورت معکوس اتفاق می افتد به شرط آنکه در هر بازار مازاد باشد.

اقتصاددانان مدرن خاطرنشان می کنند که:

کارتل ها یا شرکت های انحصارطلب می توانند قیمت ها را به طور مصنوعی بالاتر نگه داشته و در آنجا نگه دارند تا سود بیشتری کسب کنند. صنعت الماس نمونه ای کلاسیک از بازاری است که در آن تقاضا زیاد است، اما شرکت هایی که الماس کمتری می فروشند به منظور بالا نگه داشتن قیمت ها، به طور مصنوعی عرضه کم می شوند.

همانطور که پل ساموئلسون در کار خود در سال 1983 به مبانی تجزیه و تحلیل اقتصادی اشاره کرد، اصطلاح تعادل در رابطه با یک بازار لزوما از نظر هنجاری چیز خوبی نیست و قضاوت درباره ارزش می تواند یک اشتباه باشد. 

بازارها می توانند در تعادل باشند، اما ممکن است به این معنی نباشد که همه چیز خوب است!

 به عنوان مثال، بازارهای غذایی در ایرلند در هنگام قحطی بزرگ سیب زمینی در اواسط دهه 1800 در تعادل بودند. سود بیشتر از فروش به انگلیس باعث شد تا بازار ایرلند و انگلیس در یک تعادل باشد که بالاتر از آن چیزی باشد که مصرف کنندگان می توانند بپردازند و در نتیجه بسیاری از مردم گرسنه بودند.

تعادل در برابر عدم تعادل

وقتی بازارها در حالت تعادل نیستند، گفته می شود که در تعادل نیستند. عدم تعادل می تواند در یک بازار با ثبات بیشتر اتفاق بیفتد یا یک ویژگی سیستماتیک در بازارهای خاص باشد.

در بعضی مواقع عدم تعادل می تواند از یک بازار به بازار دیگر سرازیر شود! به عنوان مثال، اگر شرکت های حمل و نقل یا منابع کافی برای حمل قهوه در سطح بین المللی در دسترس نباشد، می توان از عرضه قهوه برای مناطق خاص کاسته و تعادل بازارهای قهوه را تحت تأثیر قرار داد. اقتصاددانان به دلیل چگونگی محافظت از قانون و سیاست های عمومی از مردم و شغل آنها و یا مبلغی که برای کارشان جبران می شود، بسیاری از بازارهای کار را در حال تعادل تلقی می کنند.

نمونه ای از تعادل

یک فروشگاه 1000 تا ریسندگی تولید می کند و هر قطعه را 10 دلار خرده فروشی می کند. اما هیچ کس حاضر نیست آنها را با این قیمت خریداری کند. برای افزایش تقاضا، فروشگاه قیمت خود را به 8 دلار کاهش می دهد. 250 خریدار در آن قیمت وجود دارد. در پاسخ، فروشگاه بیشتر هزینه خرده فروشی را به 5 دلار کاهش می دهد و در مجموع پانصد خریدار به دست می آورد. با کاهش بیشتر قیمت به 2 دلار، یک هزار خریدار قفسه چرخشی تحقق می یابند. در این نقطه قیمت ، عرضه برابر تقاضا است. از این رو 2 دلار قیمت تعادلی برای فرفره است.

تعادل اقتصادی چیست؟

تعادل اقتصادی شرایط یا حالتی است که در آن نیروهای اقتصادی متعادل می شوند. در واقع، متغیرهای اقتصادی در غیاب تأثیرات خارجی از مقادیر تعادلی بدون تغییر باقی می مانند. از تعادل اقتصادی به تعادل بازار نیز یاد می شود.

تعادل اقتصادی ترکیبی از متغیرهای اقتصادی (معمولاً قیمت و کمیت) است که فرآیندهای عادی اقتصادی، مانند عرضه و تقاضا، اقتصاد را به سمت آن سوق می دهند. اصطلاح تعادل اقتصادی همچنین می تواند برای هر تعداد متغیر مانند نرخ بهره یا مصارف کل مصرف شود. نقطه تعادل نشان دهنده حالت استراحت نظری است که در آن تمام معاملات اقتصادی که "باید" اتفاق بیفتد، با توجه به وضعیت اولیه همه متغیرهای اقتصادی مربوطه، انجام شده است.

  • تعادل اقتصادی شرایطی است که در آن نیروهای بازار متعادل می شوند ، مفهومی که از علوم فیزیکی گرفته شده است، جایی که نیروهای فیزیکی قابل مشاهده می توانند یکدیگر را متعادل کنند.
  • مشوق هایی که خریداران و فروشندگان در بازار با آن روبرو هستند، از طریق قیمت ها و مقادیر فعلی، آنها را به سمت ارائه قیمت ها و مقادیر بالاتر یا پایین تر سوق می دهد که اقتصاد را به سمت تعادل سوق می دهد.
  • تعادل اقتصادی فقط یک ساختار نظری است. بازار هرگز به تعادل نمی رسد، گرچه دائماً به سمت تعادل در حرکت است.

درک تعادل اقتصادی

تعادل مفهومی است که از علوم فیزیکی وام گرفته شده است، اقتصاددانانی که فرایندهای اقتصادی را مشابه پدیده های فیزیکی مانند سرعت، اصطکاک، گرما یا فشار مایع می دانند. وقتی نیروهای فیزیکی در یک سیستم متعادل شوند، دیگر تغییری رخ نمی دهد. به عنوان مثال، یک بالون را در نظر بگیرید. برای باد كردن یك بالون، هوا را به داخل آن می كشید و با مجبور كردن هوا، فشار هوا را در بالون افزایش می دهید. فشار هوا در بالون از فشار هوای خارج بالون بالا می رود. اما از آنجایی که فشارها متعادل نیستند. در نتیجه بادکنک منبسط می شود و فشار داخلی را کاهش می دهد تا زمانی که با فشار هوای خارج برابر شود. هنگامی که بالون به اندازه کافی منبسط می شود تا فشار هوا در داخل و خارج متعادل شود،به تعادل رسیده است.

در اقتصاد می توان با توجه به قیمت بازار، عرضه و تقاضا به چیزی مشابه فکر کرد. اگر قیمت در یک بازار معین خیلی پایین باشد، در این صورت مقداری که خریداران تقاضا می کنند بیشتر از مقداری است که فروشندگان مایل به ارائه آن هستند. مانند فشار هوا در بالون و اطراف آن، عرضه و تقاضا در تعادل نخواهد بود. در نتیجه شرایط عرضه بیش از حد در بازار، وضعیت عدم تعادل بازار را می رساند.

خریداران باید قیمت های بالاتری را برای ترغیب فروشندگان به جدا شدن از کالاهای خود ارائه دهند. همانطور که انجام می شود، قیمت بازار تا حدی افزایش می یابد که مقدار مورد تقاضا برابر با مقدار عرضه شده باشد، درست همانطور که یک بالون گسترش می یابد تا زمانی که فشارها برابر شود. سرانجام ممکن است تعادل به جایی برسد که مقدار تقاضا فقط با مقدار عرضه شده برابر باشد و ما می توانیم این را تعادل بازار بنامیم.

انواع تعادل اقتصادی

در اقتصاد خرد، تعادل اقتصادی نیز ممکن است قیمتی باشد که در آن عرضه برابر با تقاضا برای یک محصول است، به عبارت دیگر در جایی که منحنی های عرضه و تقاضای فرضی تلاقی می کنند. اگر این به بازاری برای یک کالای واحد، خدمات یا عامل تولید اشاره دارد، می توان آن را تعادل جزئی نیز نامید. در مقابل تعادل عمومی، که به حالتی اشاره دارد که تمام بازارهای کالای نهایی، خدماتی و عاملی در آن هستند تعادل خود و با یکدیگر به طور همزمان صورت می گیرد. تعادل همچنین می تواند به وضعیت مشابهی در اقتصاد کلان اشاره کند، جایی که عرضه کل و تقاضای کل در تعادل هستند.

تعادل اقتصادی در دنیای واقعی

تعادل یک ساختار اساسی نظری است که ممکن است هرگز در اقتصاد رخ ندهد، زیرا شرایط زمینه و عرضه و تقاضا اغلب پویا و نامطمئن هستند. وضعیت همه متغیرهای اقتصادی مرتبط به طور مداوم تغییر می کند. در واقع رسیدن به تعادل اقتصادی چیزی شبیه ضربه میمون به تخته دارت است که با پرتاب، یک دارت از اندازه و شکل تصادفی و غیر قابل پیش بینی تغییر می کند!

کارآفرینان در کل اقتصاد به رقابت می پردازند و با استفاده از قضاوت خود، حدس می زنند از آنجا که اقتصاد بازار به کسانی که حدس می زنند بهتر پاداش می دهد، از طریق سازوکار سود، کارآفرینان در نتیجه ی حرکت اقتصاد به سمت تعادل، پاداش می گیرند. رسانه های تجاری و مالی، بخشنامه های قیمت و تبلیغات، محققان مصرف کننده و بازار و پیشرفت فناوری اطلاعات، همگی اطلاعات مربوط به شرایط اقتصادی مربوط به عرضه و تقاضا را با گذشت زمان در دسترس کارآفرینان قرار می دهند. این ترکیب از انگیزه های بازار که برای حدس زدن بهتر در مورد شرایط اقتصادی و در دسترس بودن روزافزون اطلاعات اقتصادی بهتر برای آموزش این حدس ها را انتخاب می کند، اقتصاد را به سمت تعادل "صحیح" قیمت ها و مقادیر برای همه کالاها و خدمات مختلف پیش می برد.

×
سلام، مینا اشرفی هستم

اگر سوالی دارید، خوشحال میشم کمک تون کنم. من صرفا مشاور شما در زمینه استفاده بهتر از وبسایت تیم آموزشی مهندس علیرضا محرابی هستم.

تلفن 021-22021030
تلفن 021-22021040
داخلی 106
اشتراک گذاری این صفحه