در دنیای وب 3، اغلب افراد با مفهوم سازمان خودگردان غیرمتمرکز یا دائو آشنا هستند؛ نهادی که نقش مهمی در حاکمیت غیرمتمرکز شبکه های بلاک چین ایفا می کند. با اینحال، دائوها به دلیل نداشتن جایگاه حقوقی مشخص، با چالش های قانونی متعددی روبرو هستند. در این راستا، ایالت وایومینگ قانون جدیدی با عنوان «انجمن غیرانتفاعی غیرشرکتی غیرمتمرکز» قانون DUNA تصویب کرده است که به دائوها شخصیت حقوقی می بخشد. این قانون با هدف افزایش شفافیت حقوقی، کاهش مسئولیت قانونی اعضا و تسهیل مسائل مالیاتی تدوین شده و به شبکه های بلاک چینی امکان می دهد بدون از دست دادن اصل تمرکززدایی، در چارچوب قوانین فعالیت کنند.
قانون DUNA چیست؟

ایالت وایومینگ آمریکا با سابقه ای درخشان در حمایت از ساختارهای حقوقی نوآورانه، بار دیگر پیشگامی خود را در حوزه بلاک چین ثابت کرد. این ایالت که پیش تر با به رسمیت شناختن ساختارهایی مانند شرکت با مسئولیت محدود (LLC) نام خود را در زمره اولین ها ثبت کرده بود، در 7 مارس 2024 قانون جدیدی با عنوان «انجمن غیرانتفاعی غیرشرکتی غیرمتمرکز» (DUNA) را به تصویب رساند. این قانون که از 1 جولای 2024 لازم الاجرا شده، با الهام از قانون انجمن غیرانتفاعی غیرشرکتی (UNA) اما به طور خاص برای سازمان های مستقل غیرمتمرکز (DAO) طراحی شده است.
برخلاف قانون قبلی وایومینگ برای دائوها که مشابه یک LLC دیجیتال عمل می کرد، قانون جدید SF50 را می توان معادل یک UNA دیجیتال دانست که به اعضای دائو امکان فعالیت کاملاً غیرمتمرکز را می دهد. برای درک بهتر کارکرد قانون DUNA، می توان آن را به شورای شهر در دنیای وب3 تشبیه کرد؛ همان طور که شورای شهر با نظارت بر اجرای قوانین از منافع شهروندان محافظت می کند، DUNA نیز به عنوان ساختاری برای تضمین عملکرد شبکه غیرمتمرکز فعالیت می کند، با این تفاوت اساسی که DUNA خود یک کسب و کار نیست، بلکه چارچوبی برای پشتیبانی و حفاظت از شبکه بلاک چین محسوب می شود.
اهمیت قانون DUNA در بازار ارز دیجیتال
کارآفرینان در سراسر جهان با بهره گیری از فناوری بلاک چین در تلاش هستند اینترنتی آزادتر و غیرمتمرکز بسازند؛ فضایی که در آن چند شرکت غول پیکر، انحصار دنیای دیجیتال را در دست نداشته باشند. این فناوری با امکان ساخت شبکه های متن باز، بستری شبیه به زیرساخت های عمومی فراهم کرده است. درست مانند اینترنت باز که هر کسی می تواند روی آن ایمیل یا وب سایت ایجاد کند، بلاک چین نیز به توسعه دهندگان اجازه می دهد بدون وابستگی به شرکت های خاص، اپلیکیشن ها و خدمات متنوعی ارائه دهند.
حفظ و نظارت بر این شبکه های غیرمتمرکز نیازمند نهادی هماهنگ با ماهیت آن هاست. اینجاست که سازمان های مستقل غیرمتمرکز (DAO) وارد عمل می شوند. دائوها اجتماعاتی از افراد هستند که قوانین بنیادین آنها از طریق قراردادهای هوشمند به صورت خودمختار و شفاف اجرا می شود. این سازمان ها نقش کلیدی در تضمین شفافیت، دسترسی آزاد و جلوگیری از تبعیض در شبکه های بلاک چینی ایفا می کنند اما با چالش های جدی نظیر فقدان جایگاه قانونی رسمی، ناتوانی در پرداخت مالیات و مسئولیت نامحدود اعضا در برابر اقدامات یکدیگر مواجه هستند.

برای رفع این موانع، ایالت وایومینگ قانون DUNA را تصویب کرده است تا به دائوها هویت قانونی ببخشد. این قانون به سازمان های غیرمتمرکز اجازه می دهد مانند سایر اشخاص حقوقی قرارداد امضا کنند، مالیات بپردازند و از اعضای خود در برابر مسئولیت های حقوقی محافظت نمایند. این اقدام گامی مهم در جهت هماهنگی دائوها با الزامات قانونی و مالی رایج در آمریکا محسوب می شود. نکته حائز اهمیت این است که قانون DUNA صرفاً برای مدیریت غیرمتمرکز شبکه های بلاک چینی باز طراحی شده و خطری برای کاربران عادی ایجاد نمی کند.
برای کسب اطلاعاتی در مورد سیگنال ارز دیجیتال و مشاهده نتایج، بر روی لینک کلیک کنید.
کسب و کارهایی که روی این زیرساخت ها اپلیکیشن های مصرف کننده مانند شبکه های اجتماعی یا سرویس های تاکسی اینترنتی می سازند، همچنان تابع ساختارهای سنتی مانند شرکت های سهامی یا LLC هستند. تفاوت اساسی اینجاست که شرکت ها دیگر مالک شبکه های زیرساختی نیستند، بلکه فقط اپلیکیشن های کاربری را مدیریت می کنند. این تفکیک مالکیت، مانع از تحمیل هزینه های اضافی و سوء استفاده از داده های کاربران به سبک شرکت های وب 2 می شود.
چرا دائوها به قانون DUNA نیاز دارند؟
سازمان های مستقل غیرمتمرکز (DAO) در شرایط فعلی با چالش های حقوقی و مالی جدی مواجه هستند. فقدان هویت قانونی رسمی، این سازمان ها را از انجام امور ابتدایی مانند عقد قرارداد، افتتاح حساب بانکی یا پرداخت مالیات محروم کرده است. علاوه بر این، اعضای دائو در برابر اقدامات یکدیگر مسئولیت نامحدود دارند و حریم خصوصی آنها به دلیل نبود ساختار حقوقی شفاف در معرض خطر قرار دارد. این موانع نه تنها روند تمرکززدایی و رشد شبکه های بلاک چینی را کند می کند، بلکه توسعه مدل های اقتصادی مبتنی بر حاکمیت غیرمتمرکز را نیز با اختلال مواجه می سازد.
خطر بزرگتر زمانی نمایان می شود که نهادهای نظارتی و دادگاه ها، دائوهای فاقد شخصیت حقوقی را صرفاً به عنوان یک مشارکت عمومی تلقی کنند. این نگرش که در برخی اقدامات قضایی و نظارتی در ایالات متحده مشاهده شده، می تواند پیامدهای فاجعه باری برای اعضا به دنبال داشته باشد. در این سناریو، هر یک از شرکت کنندگان در دائو در معرض مسئولیت های مالیاتی سنگین و تعهدات حقوقی گسترده قرار می گیرند. اگر این تفسیر حقوقی در دادگاه ها فراگیر شود، عملاً زنگ خطر جدی برای بقای مدل حاکمیت غیرمتمرکز به صدا درخواهد آمد.
قانون DUNA با ارائه یک چارچوب حقوقی شفاف، تمام این تهدیدها را خنثی می کند. این قانون به دائوها هویت قانونی می بخشد، امکان عقد قرارداد رسمی با اشخاص ثالث را فراهم می آورد و فرآیندهای بانکی و مالیاتی را برای آنها هموار می سازد. مهم تر اینکه، DUNA اعضا را از مسئولیت های حقوقی شخصی مصون نگه می دارد و حریم خصوصی آنها را در برابر دولت فدرال حفظ می کند. نکته قابل توجه این است که این حمایت های قانونی بدون ایجاد تغییر در ماهیت غیرمتمرکز دائوها و نحوه عملکرد آنها اعمال می شود و به آنها اجازه می دهد اکوسیستم خود را با امنیت و اطمینان بیشتری توسعه دهند.
محدودیت های فعالیت انتفاعی در قانون DUNA

بر اساس قوانین ایالت وایومینگ، انجمن های غیرانتفاعی غیرشرکتی غیرمتمرکز (DUNA) مجاز به انجام فعالیت های انتفاعی هستند و این اجازه به آنها داده شده است تا پروتکل هایی مانند صرافی های غیرمتمرکز یا شبکه های اجتماعی غیرمتمرکز را راه اندازی کنند. نکته کلیدی در این ساختار، امکان پرداخت «دستمزد معقول» به اعضا در ازای خدماتی است که به اکوسیستم ارائه می دهند. این ویژگی به قانون DUNA ها اجازه می دهد بدون نیاز به استخراج ارزش از کاربران و کسب سود از آنها، به مشارکت کنندگان در فرآیند حاکمیت شبکه پاداش دهند. برای مثال، اعضایی که در رأی گیری ها شرکت می کنند یا اختیار خود را تفویض می نمایند، می توانند پاداش دریافت کنند، چرا که در غیاب مدیریت متمرکز، مشارکت گسترده اعضا برای اداره صحیح سازمان ضروری است.
معیارهای تعیین معقول بودن پرداخت ها
تعیین اینکه چه پرداختی «معقول» محسوب می شود، نهایتاً بر عهده دادگاه های وایومینگ خواهد بود اما نمونه های متعددی از سازمان های غیرانتفاعی در دنیای واقعی وجود دارد که می تواند مبنای قضاوت قرار گیرد. علاوه بر این، ماهیت متن باز شبکه های بلاک چینی معیار منحصر به فردی برای سنجش معقول بودن پرداخت ها ارائه می دهد. اگر کاربران پاداش های پرداختی به اعضای یک شبکه را غیرمنصفانه تشخیص دهند، به راحتی می توانند آن پروتکل را فورک کرده و نسخه رقیبی راه اندازی کنند. بنابراین، استمرار حیات یک شبکه بلاک چینی و پذیرش مستمر آن توسط کاربران، تأییدی ضمنی بر معقول بودن پاداش های پرداختی محسوب می شود.
حفظ ارزش های وب3 در برابر مدل های بهره کش
قید «معقول» بودن پرداخت ها، سقف مشخصی برای دریافت ارزش از کاربران تعیین می کند و مانع از تکرار مدل های بهره کش شرکت های وب 2 می شود. اگر شبکه های بلاک چینی نیز مانند شرکت های سنتی، با دریافت کارمزدهای سنگین از کاربران خود ارزش استخراج کنند، ماهیت غیرمتمرکز و رقابت پذیری خود را از دست خواهند داد. نمونه بارز چنین رویه ای، دریافت 30% کارمزد توسط اپل از محصولات اپ استور است. مدل وایومینگ با ایجاد توازن بین فعالیت انتفاعی و حفظ ارزش های وب ۳، نه تنها از استخراج ارزش از کاربران جلوگیری می کند، بلکه جریان نقدینگی را برای دارندگان دارایی های دیجیتال حفظ نموده و گامی مهم در جهت تثبیت مدل های اقتصادی غیرمتمرکز برمی دارد.
تأثیر قانون DUNA بر آزمون اوراق بهادار

پذیرش ساختار حقوقی DUNA توسط سازمان های مستقل غیرمتمرکز، موضع آنها را در قبال قوانین اوراق بهادار ایالات متحده تقویت می کند. بر اساس آزمون هاوی، یک دارایی زمانی اوراق بهادار محسوب می شود که شامل سرمایه گذاری پول در یک شرکت مشترک با انتظار سود ناشی از تلاش های مدیریتی دیگران باشد. ساختار قانون DUNA با ذات غیرمتمرکز خود، فاقد مدیرعامل، هیئت مدیره یا هرگونه تصمیم گیرنده مرکزی است و اعضای آن نیز هیچ تعهد قانونی برای افزایش سود سازمان ندارند. این ویژگی ها، استدلال خریداران دارایی دیجیتال درباره انتظار سود از مدیریت دیگران را بی اعتبار می سازد. علاوه بر این، از آنجا که DUNA یک نهاد غیرانتفاعی است، امکان توزیع مستقیم سود میان اعضا وجود ندارد و هرگونه پرداخت صرفاً در قالب دستمزد در برابر تلاش شخصی فرد صورت می گیرد.
چالش شرط «شرکت مشترک» در آزمون هاوی
اگرچه ممکن است سازمان بورس و اوراق بهادار استدلال کند که شرط «شرکت مشترک» در آزمون هاوی به دلیل تعریف عضویت بر اساس دارایی دیجیتال در قانون DUNA برآورده می شود اما ماهیت غیرمتمرکز این ساختار این ادعا را تضعیف می کند. مقامات نظارتی پیشتر تلاش کرده اند دائوها را تحت عناوینی مانند «مشارکت عمومی» یا «انجمن های غیرشرکتی» طبقه بندی کنند، در حالی که این ساختارهای سنتی با معیارهای مشارکت مشترک در شبکه های غیرمتمرکز همخوانی ندارند. حقوق اعضای DUNA عمدتاً بر اساس اصول حاکمیتی تعریف شده در قراردادهای هوشمند تعیین می شود، نه ساختارهای مدیریتی متمرکز. بنابراین، اگر قراردادهای هوشمند یک دائوی معمولی فاقد مؤلفه «شرکت مشترک» باشند، پذیرش ساختار DUNA تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کند.
اگه توهم میخوای از ارزهای دیجیتال کسب درآمد داشته باشی اما نمیدونی از کجا شروع کنی، روی لینک زیر کلیک کن.
قانون DUNA به عنوان ابزار دفاعی در برابر SEC

با وجود ابهامات مداوم در رویکرد سازمان بورس و اوراق بهادار نسبت به دارایی های دیجیتال، این نهاد همچنان ملزم به پیروی از آزمون هاوی و سایر چارچوب های قانونی مصوب است. پذیرش ساختار قانون DUNA می تواند به عنوان یک ابزار دفاعی قدرتمند برای دائوها عمل کند و استدلال حقوقی آنها را در برابر اتهامات مربوط به نقض قوانین اوراق بهادار تقویت نماید. این ساختار قانونی با تأکید بر غیرمتمرکز بودن، فقدان مدیریت مرکزی و عدم توزیع سود، موانع محکمی در برابر تلاش های نظارتی برای اعمال قوانین سنتی اوراق بهادار بر شبکه های بلاک چینی ایجاد می کند.
پیامدهای مالیاتی استفاده از قانون DUNA چیست؟
اگرچه شرایط اختصاصی هر پروژه در مسائل مالیاتی نقش تعیین کننده ای دارد و مشاوره تخصصی برای هر دائو ضروری است، ساختار قانون DUNA مشابه شرکت های با مسئولیت محدود (LLC) فرآیندهای مالیاتی را برای سازمان های غیرمتمرکز تسهیل می کند. تحت این قانون، دائوها می توانند مانند یک شخصیت حقوقی مستقل و بدون نیاز به افشای اطلاعات تک تک اعضا، مالیات خود را پرداخت کنند. این ساختار با بهره گیری از معاهدات مالیاتی ایالات متحده با سایر کشورها، ضمن الزام دائوها به پرداخت مالیات، ابهامات قوانین مالیاتی را کاهش داده و خطرات حقوقی مرتبط با عضویت در این سازمان ها را به حداقل می رساند.
چالش های پیشین UNA و راهکارهای DUNA
با وجود معرفی ساختار قانون DUNA، هنوز دیدگاه جامعی درباره عملکرد آن وجود ندارد اما بررسی انتقادات وارد بر UNA می تواند تصویر روشن تری ارائه دهد. یکی از رایج ترین سوء تفاهم ها درباره UNA، محدودیت ناشی از غیرانتفاعی بودن آن بود. برخی تصور می کردند این ویژگی، دائوها را از فعالیت های سودآور بازمی دارد، در حالی که طبق قانون، هر دو ساختار UNA و DUNA مجاز به مشارکت در فعالیت های انتفاعی و پرداخت دستمزد معقول به اعضا هستند. قانون DUNA وایومینگ با صراحت بیشتری این اجازه را شامل حال مشارکت در فرآیندهای حاکمیتی نیز می داند و ابهامات قبلی را برطرف کرده است.
تمرکززدایی در ترازوی قانون DUNA

نگرانی دیگر درباره UNA، ریسک تمرکزگرایی به دلیل اتکا بر «مدیران» برای اداره امور روزمره بود. DUNA با طراحی ویژه برای سازمان های غیرمتمرکز بزرگ، این مشکل را حل کرده است. این ساختار چه 100 عضو داشته باشد چه 10 میلیون، امکان محدود کردن اختیارات مدیران را فراهم می کند. مدیران در قانون DUNA صرفاً برای انجام وظایف مشخص و با اختیارات محدود از سوی اعضا انتخاب می شوند، مشابه فعالیتی که بنیادهای پروتکل در اکوسیستم های بلاک چینی انجام می دهند. این رویکرد، DUNA را با استانداردهای تمرکززدایی مدنظر قوانین ایالات متحده هماهنگ می سازد.
معمای حوزه قضایی و پیامدهای انفعال
برخی معتقدند دائوها نباید در هیچ حوزه قضایی ثبت شوند اما این استدلال عواقب خطرناکی به همراه دارد. عدم انتخاب یک چارچوب حقوقی مشخص، به معنای قرار گرفتن زیر سایه تمام قوانین حوزه های قضایی مختلف و آسیب پذیری در برابر شاکیان و نهادهای نظارتی است. این مسئله صرفاً یک نظریه نیست و در پرونده هایی مانند اقدام علیه Ooki DAO یا دعاوی گروهی علیه Compound DAO و Lido DAO به واقعیت پیوسته است. اگر دادگاه ها دائوها را «مشارکت عمومی» تلقی کنند، اعضا مسئولیتی مشابه شرکای یک شرکت سنتی خواهند داشت که این امر زنگ خطری برای آینده حاکمیت غیرمتمرکز در وب3 محسوب می شود.
حفظ ماهیت بدون مجوز و شفافیت کاربری
منتقدان استفاده از نهادهای حقوقی را مغایر با ماهیت بدون مجوز دائوها می دانند اما قانون DUNA این نگرانی را بی اساس ساخته است. دارندگان دارایی دیجیتال یک DAO الزامی برای پیوستن به DUNA ندارند و این خود دائو است که شرایط عضویت را تعیین می کند. همچنین، برخلاف UNA که کاربردی نامشخص در شبکه های بلاک چین داشت، DUNA به طور خاص برای سازمان های غیرمتمرکز طراحی شده است. تجربه نشان داده که دادگاه ها عمدتاً به دلیل استفاده از ساختارهای بدون نهاد، رای به مشارکت عمومی داده اند؛ بنابراین دوری از این ساختارها و پذیرش چارچوبی مانند قانون DUNA، بهترین راه برای حفظ امنیت حقوقی و بقای دائوهاست.
نظر بدهید