1. صفحه اصلی
  2. مقالات بازار مالی
  3. تحلیل تکنیکال
  4. الگوی کودک رها شده

الگوی کودک رها شده

الگوی کودک رها شده
لوگو علیرضا محرابی
الگوی کودک رها شده
تحلیل تکنیکال

الگوی کودک رها شده یکی از نادرترین و در عین حال قوی ‌ترین الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال محسوب می ‌شود که با تشکیل یک کندل دوجی مجزا در کنار دو شکاف قیمتی (گپ)، سیگنال واضحی از فرسودگی روند غالب و احتمال آغاز حرکت معکوس صادر می ‌کند. شناخت و تشخیص صحیح این الگوی شمعی ژاپنی، می ‌تواند فرصت ‌های ورود دقیق و پر سودی را برای معامله‌ گران حرفه ‌ای فراهم کند. در ادامه این مقاله به بررسی کامل ساختار، شرایط تشکیل و نحوه معامله ‌گری با این الگوی قدرتمند می ‌پردازیم.

الگوی کودک رها شده چیست؟

الگوی کودک رها شده چیست؟

الگوی کودک رها شده یک الگوی بازگشتی سه‌ کندلی است که با ظهور یک کندل دوجی به طور کامل جدا از بدنه کندل‌ های مجاور خود شکل می گیرد. این جدایی به صورت دو شکاف قیمتی (گپ) واضح در دو طرف کندل دوجی ظاهر می ‌شود و نشان از لحظه ‌ای از تعادل و بی ‌تصمیمی شدید در بازار دارد. تشکیل این الگو در انتهای یک روند، هشدار قوی ‌ای برای احتمال تغییر جهت حرکت قیمت محسوب می ‌شود.

اعتبار اصلی این الگو وابسته به وجود همان دو گپ قیمتی کامل است که کندل مرکزی دوجی را از کندل قبل و بعدش جدا می کند. این ساختار خاص نشان می ‌دهد که پس از یک حرکت قدرتمند، بازار دچار سردرگمی موقت شده و سپس با شتاب در جهت مخالف روند قبلی بازگشته است. به همین دلیل، مشاهده الگوی کودک رها شده در سقف یک روند صعودی، سیگنال نزولی قلمداد می ‌شود و تشکیل آن در کف یک روند نزولی، نشانه ‌ای از آغاز احتمالی حرکت صعودی است. به دلیل شرایط تشکیل دقیق و نادر، این الگو از اعتبار بالایی در میان تحلیلگران تکنیکال برخوردار است.

مشخصات الگوی کودک رها شده

مشخصه ظاهری اصلی الگوی کودک رها شده، یک ساختار سه ‌کندلی منحصر به ‌فرد است که در آن یک کندل دوجی (با بدنه بسیار کوچک) دقیقاً در میان دو شکاف قیمتی (گپ) کامل قرار می گیرد. این بدان معناست که بین کندل اول و کندل دوجی و همچنین بین کندل دوجی و کندل سوم، هیچ همپوشانی قیمتی وجود ندارد. این جدایی واضح و شکاف‌ های مشخص، مهم ‌ترین نشانه بصری الگو است که جدایی بازار از روند قبلی و آمادگی آن برای معکوس شدن را به وضوح نمایش می‌ دهد.

کندل آغازین در الگوی کودک رها شده، نقش تداوم‌ دهنده روند پیشین را ایفا می کند و باید یک کندل قوی با بدنه ‌ای بلند و هم‌ جهت با حرکت اصلی بازار باشد. در یک روند صعودی، این کندل می ‌بایست یک صعودی قدرتمند (بولیش) با بسته شدن در ناحیه بالایی باشد و در یک روند نزولی، یک نزولی قوی (بیریش) با بسته شدن در ناحیه پایینی شکل گیرد. این ساختار نشان می ‌دهد که فشار خریداران یا فروشندگان کاملاً مسلط است و روند با قدرت در جریان است. تشکیل چنین کندلی، زمینه لازم را برای وقوع توقف ناگهانی و ایجاد شکاف قیمتی در کندل بعدی فراهم می ‌آورد.

مشخصات الگوی کودک رها شده

کندل دوم، هسته مرکزی این الگو را تشکیل می ‌دهد و الزاماً باید یک کندل دوجی یا دارای بدنه ‌ای بسیار کوچک باشد. نکته تعیین‌ کننده این است که این کندل می‌ بایست به طور کامل توسط یک شکاف قیمتی (گپ) از کندل قبل و یک شکاف قیمتی دیگر از کندل بعد از خود جدا شود. این جدایی دو طرفه، نشانه یک وقفه و خلأ تصمیم ‌گیری در بازار است؛ جایی که هیجان روند قبلی به یکباره فروکش کرده اما جهت جدیدی نیز هنوز برای ادامه حرکت انتخاب نشده است. عدم هرگونه همپوشانی حتی در محدوده سایه ‌ها با کندل ‌های مجاور، اعتبار این الگوی بازگشتی را به میزان قابل توجهی افزایش می ‌دهد.

کندل سوم و پایانی الگو، نقش تأییدکننده تغییر روند را دارد و باید به صورت یک کندل قوی در جهت مخالف کندل اول شکل گیرد. شکل‌ گیری این کندل همراه با یک شکاف قیمتی (گپ) مجزا نسبت به کندل دوجی مرکزی، پایان قطعی بی ‌تصمیمی بازار و شروع حرکت معکوس را اعلام می کند. هرچه بدنه این کندل بلندتر باشد و در نزدیکی سقف (برای بازگشت صعودی) یا کف (برای بازگشت نزولی) بسته شود، نشان از قدرت بیشتر و تسلط طرف جدید بازار دارد. افزایش قابل توجه حجم معاملات در این کندل، اعتبار سیگنال بازگشتی صادرشده توسط الگوی کودک رها شده را به طور چشمگیری تقویت می کند.

شرایط شکل گیری الگوی کودک رها شده

شرایط شکل گیری الگوی کودک رها شده

برای تشکیل یک الگوی کودک رها شده معتبر، لازم است که بازار ابتدا در یک روند مشخص و پرقدرت (صعودی یا نزولی) قرار داشته باشد. این حرکت قوی پیشین، بستر و انرژی لازم را برای یک بازگشت محتمل فراهم می‌ آورد. شرط اساسی بعدی، وجود دو شکاف قیمتی (گپ) کامل و بدون هیچ گونه هم ‌پوشانی بین بدنه یا سایه ‌هاست: یکی بین کندل اول و کندل میانی (دوجی) و دیگری بین همان دوجی و کندل سوم. این جدایی واضح، ساختار کلاسیک و اصلی الگو را شکل می ‌دهد.

کندل مرکزی در این الگو باید حتماً به شکل یک دوجی یا کندلی با بدنه بسیار کوچک و خنثی ظاهر شود که نشان ‌دهنده تعادل موقت و توقف روند است. در نهایت، کندل سوم باید به صورت قاطعانه در جهت مخالف کندل اول بسته شود تا تغییر جهت را تأیید کند. اعتبار نهایی این بازگشت، با قدرت بدنه کندل سوم و به ویژه با افزایش حجم معاملات در حین تشکیل آن سنجیده می ‌شود؛ به طوری که حجم بالاتر در کندل تأییدیه، احتمال وقوع یک بازگشت واقعی و پرقدرت را به شدت افزایش می ‌دهد.

روش تشخیص کندل های مهم در الگوی کودک رها شده

شناسایی درست اجزای الگوی کودک رها شده مستلزم توجه دقیق به ویژگی‌ های فنی هر کندل است. صحت تشخیص کندل میانی که اغلب یک دوجی است، نقشی حیاتی در اعتبارسنجی کل الگو ایفا می کند. یک اشتباه کوچک در تفسیر این کندل می ‌تواند به یک سیگنال بازگشتی گمراه ‌کننده منجر شود. برای اطمینان از تشخیص صحیح، رعایت این نکات ضروری است: کندل اول باید بیانگر تداوم روند موجود با بدنه ‌ای بلند و همراهی حجم معاملات باشد.

کندل دوم الزاماً باید یک دوجی واقعی با فاصله ناچیز بین قیمت باز و بسته شدن باشد؛ سایه‌ های بیش ‌از حد بلند در این کندل ممکن است نشانه ‌ای از نوسان و عدم قطعیت مطلق نباشد. کندل سوم باید با بدنه ‌ای بزرگ و مشخص در جهت مخالف کندل اول بسته شود و افزایش حجم در آن، قدرت تغییر روند را تقویت می کند. شکل ‌گیری این الگو در محدوده‌ های کلیدی حمایت یا مقاومت، اعتبار و احتمال موفقیت آن را به‌ طور چشمگیری افزایش می ‌دهد.

تفاوت الگوی کودک رها شده صعودی و نزولی

تفاوت الگوی کودک رها شده صعودی و نزولی

الگوی کودک رها شده در دو حالت صعودی (بولیش) و نزولی (بیریش) و با ساختار سه‌کندلی یکسان اما در نقاط مخالف روند ظاهر می ‌شود. نسخه صعودی در انتهای یک روند نزولی شکل می گیرد: یک کندل نزولی قوی، سپس یک دوجی کاملاً گپ ‌دار و در نهایت یک کندل صعودی قدرتمند که تغییر جهت به سمت بالا را تأیید می کند. در مقابل، نسخه نزولی در قله یک روند صعودی پدیدار می ‌شود: یک کندل صعودی قوی، پس از آن یک دوجی گپ‌ دار و سپس یک کندل نزولی با بدنه بلند که آغاز ریزش را سیگنال می ‌دهد. بنابراین، این دو نسخه ساختاری مشابه اما پیامی کاملاً متضاد دارند که جهت آتی حرکت قیمت را مشخص می کنند.

تشخیص نقطه ورود مناسب در الگوی کودک رها شده

نقطه ورود ایده‌آل در الگوی کودک رها شده، معمولاً پس از بسته شدن قطعی کندل سوم و تأیید کامل تغییر روند صورت می ‌پذیرد؛ به شرطی که این کندل با بدنه ‌ای قوی در جهت مخالف حرکت قبلی بسته شده باشد. برخی از معامله گران محافظه ‌کار برای کاهش ریسک، منتظر تشکیل یک کندل تأییدیه اضافی در جهت بازگشت می ‌مانند یا از ابزارهایی مانند سطوح اصلاحی فیبوناچی برای یافتن نقطه ورود دقیق ‌تر استفاده می کنند. همچنین، مشاهده تأیید این الگو در تایم‌ فریم زمانی بالاتر، اگرچه ممکن است باعث تأخیر در ورود شود اما اعتبار سیگنال و احتمال موفقیت معامله را به ‌طور قابل توجهی افزایش می ‌دهد.

تعیین حد ضرر و اهداف قیمتی در الگو

مدیریت صحیح ریسک هنگام معامله بر اساس الگوی کودک رها شده، نقشی حیاتی ایفا می کند و تعیین دقیق حد ضرر و اهداف قیمتی برای این منظور ضروری است. حد ضرر امن برای الگوی صعودی معمولاً کمی پایین ‌تر از کف کندل دوجی میانی و برای الگوی نزولی کمی بالاتر از سقف همان دوجی قرار داده می‌ شود. برای تعیین هدف قیمتی اولیه، دو روش متداول وجود دارد: 1) محاسبه فاصله عمودی بین نقاط باز یا بسته شدن کندل اول و سوم و پروجکشن آن در جهت جدید، یا 2) حرکت قیمت تا نخستین سطح کلیدی حمایت یا مقاومت پیش ‌رو. معامله بر اساس این الگو با نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward) حداقل 1 به 2 می ‌تواند سودآور باشد. همچنین، استفاده از حد ضرر متحرک (تریلینگ استاپ) پس از شروع حرکت قیمت در جهت پیش‌ بینی شده، می ‌تواند به حفظ سودهای کسب ‌شده و بهینه ‌سازی بازده نهایی کمک شایانی کند.

جایگاه الگوی کودک رها شده در روندهای بزرگ

جایگاه الگوی کودک رها شده در روندهای بزرگ

قدرت پیش ‌بینی الگوی کودک رها شده زمانی به اوج خود می‌ رسد که در انتهای یک روند گسترده و در مجاورت سطوح کلیدی تکنیکال مانند حمایت‌ ها و مقاومت ‌های اصلی، خطوط روند بلندمدت یا نواحی مهم فیبوناچی تشکیل شود. به ‌عنوان مثال، ظهور نسخه نزولی این الگو پس از یک روند صعودی طولانی، می ‌تواند هشداری جدی برای آغاز اصلاح یا حتی بازگشت کلی بازار باشد. در مقابل، شکل‌ گیری نسخه صعودی آن در عمق یک روند نزولی شدید، نشان از خستگی فروشندگان و احتمال تغییر جهت سریع قیمت دارد. تحلیل هماهنگ این الگو در چند تایم ‌فریم (چند زمانی) می ‌تواند جایگاه آن را در نمودار کلان بهتر مشخص کند و به تصمیم ‌گیری معاملاتی مطمئن ‌تری منجر شود.

ترکیب الگوی کودک رها شده با دیگر اندیکاتورهای تاییدی

برای افزایش اعتبار سیگنال الگوی کودک رها شده، استفاده همزمان از اندیکاتورهای تکنیکال مکمل یک راهبرد مؤثر است. این ترکیب، احتمال خطا را کاهش می ‌دهد و تصمیم معاملاتی را مستحکم‌ تر می‌ کند. از جمله ابزارهای مفید برای این منظور می ‌توان به موارد زیر اشاره کرد: شاخص قدرت نسبی (RSI) که اگر هم‌ زمان با الگوی صعودی در ناحیه اشباع فروش (زیر 30) باشد، اعتبار بازگشت را افزایش می ‌دهد. 

واگرایی/همگرایی میانگین متحرک (MACD) که تقاطع خط سیگنال آن هماهنگ با کندل سوم، قدرت تغییر روند را تأیید می کند. حجم معاملات، به ویژه افزایش چشمگیر آن در کندل سوم، نشان‌ دهنده تعهد بازار به حرکت جدید است. همچنین، میانگین متحرک (مانند MA20 یا MA50) که عبور قیمت از آن پس از تشکیل الگو، می ‌تواند به عنوان تأیید نهایی تغییر فاز بازار در نظر گرفته شود. یکپارچه ‌سازی این ابزارها با ساختار الگو، چارچوب تحلیل را کامل ‌تر و احتمال موفقیت معامله را بالاتر می ‌برد.

اشتباهات رایج در تشخیص الگوی کودک رها شده

اشتباهات رایج در تشخیص الگوی کودک رها شده

یکی از اشتباهات متداول در شناسایی الگوی کودک رها شده، بی توجهی به شرط اساسی وجود دو شکاف قیمتی (گپ) کامل است. بسیاری از تحلیل ‌گران با مشاهده یک کندل دوجی در میان دو کندل دیگر، بلافاصله این الگو را تشخیص می ‌دهند، در حالی که اگر بین بدنه یا حتی سایه‌ های این کندل‌ ها همپوشانی وجود داشته باشد، الگو از اعتبار می ‌افتد. این اشتباه می ‌تواند منجر به دریافت سیگنال‌ های بازگشتی کاذب شود.

خطای دیگر، استفاده از این الگو در بازارهای بدون روند (رنج) یا فاقد حرکت قدرتمند است. کودک رها شده یک الگوی بازگشتی محسوب می‌ شود و تنها در انتهای روندهای مشخص معنی دار است. همچنین، نادیده گرفتن قدرت و حجم کندل سوم یک ضعف تحلیل محسوب می گردد. کندل تأییدیه باید با بدنه‌ ای قوی و ترجیحاً با افزایش حجم، تغییر جهت را تصدیق کند. پرهیز از این اشتباهات و استفاده از تحلیل چند بعدی (مانند بررسی تایم‌ فریم بالاتر و اندیکاتورها) دقت تشخیص و کیفیت معاملات مبتنی بر این الگو را به شکل چشمگیری بهبود می ‌بخشد.

کلام آخر

الگوی کودک رها شده با ساختار سه ‌کندلی منحصر به ‌فرد خود، یکی از معتبرترین الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال به شمار می ‌رود. کلید موفقیت در بهره‌ برداری از آن، شناسایی دقیق سه جزء اصلی است: دو شکاف قیمتی (گپ) کامل، یک کندل دوجی میانی و یک کندل تأییدیه قوی در جهت مخالف. با تلفیق این الگو با سایر ابزارهای تحلیل مانند اندیکاتورها و سطوح کلیدی و همچنین اجتناب از اشتباهات رایج مانند بی توجهی به گپ ‌ها یا حجم معاملات، می ‌توان فرصت ‌های معاملاتی با نسبت ریسک به بازده مطلوب و نقاط ورود و خروج مطمئنی را شناسایی کرد. تسلط بر تحلیل این الگو، پتانسیل دستیابی به سودهای قابل توجه را برای معامله‌ گران فراهم می ‌آورد.

در این باره بیشتر بخوانید

    نظر بدهید

    شماره موبایل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

    0 دیدگاه

    0 نفر این مطلب برایشان مفید بوده است.
    0 نفر این مطلب برایشان مفید نبوده است.
    ×بستن صفحه
    پشتیبان فروش(یوسف فرخنده)
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_admin_33
    داخلی 118
    پشتیبان فروش(فائزه تهرانی)
    موبایل 09304890560
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_admin_104
    داخلی 104
    پشتیبان فروش(علیرضا سجده)
    موبایل 09304891628
    موبایل 09304891628
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_admin_1_114
    داخلی 114
    پشتیبان فروش(شایان ابراهیمی)
    موبایل 09304890686
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_Admin_101
    داخلی 101
    پشتیبان فروش(محسن یزدی)
    موبایل 09909400054
    موبایل 09909400054
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_yazdi_103
    داخلی 103
    پشتیبان فروش(ایمان پوراسماعیلی)
    موبایل 09927779040
    موبایل 09927779030
    واتساپ شروع گفتگو
    تلگرام @Armteam_admin_por
    داخلی 107
    اطلاعات تماس(دفتر فروش)
    تلفن 021-22021030
    تلفن 021-22021040
    بدون پیش شماره 90001030
    اینستاگرام @alireza.mehrabii
    کانال تلگرام @alirezamehrabi_com