شرط بقای پروژه های کریپتویی پس از ترکیدن حباب ها، عبور از آزمون درآمدزایی واقعی است؛ جایی که روایت های صرف و ارزش گذاری های بدون پشتوانه جای خود را به جریان های نقدی ملموس می دهند. در فضای کنونی که نقدینگی محدود و سرمایه گذاران خطرپذیر محتاط تر شده اند، پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو تنها آن دسته ای هستند که ارزش خود را از دو منبع پایدار می سازند: درآمد ناشی از تراکنش ها و درآمد حاصل از توجه کاربران. این پروژه ها با تکیه بر مدل های اقتصادی قابل اندازه گیری و کاربردهای ملموس، نه تنها بقا می یابند، بلکه سنگ بنای آینده غیرمتمرکز را استحکام می بخشند.
چگونه در زمستان کریپتو با پروژههای وب3 سودآوری داشته باشیم؟

در میان نوسانات شدید بازار، صرافی های متمرکز به عنوان پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو شناخته می شوند، چرا که مدل درآمدی آنها مستقیماً و ذاتی به فعالیت بازار گره خورده است. منابع اصلی درآمد آنها مانند کارمزد معاملات و لیستینگ، بدون وابستگی به روایت های هیجانی، جریان نقدی قابلتوجهی ایجاد می کند. به عنوان مثال، بایننس در اوج بازار سال 2022 به درآمد سالانه 12 میلیارد دلاری دست یافت و کوین بیس نیز در سه ماهه سوم 2025، سود خالصی معادل 4.33 میلیارد دلار گزارش کرده است. این ارقام نشان می دهد تا زمانی که حجم معاملات وجود دارد، این پلتفرم ها درآمد پایدار خواهند داشت.
این ویژگی، مزیت رقابتی حیاتی برای صرافی ها در دوران رکود ایجاد می کند. در شرایطی که بسیاری از پروژه های مبتنی بر توکن با چالش بقا مواجه هستند، صرافی های متمرکز با اتکا به درآمد تراکنش محور و تنوع خدمات مالی، شانس بسیار بیشتری برای تداوم فعالیت و سودآوری دارند. بنابراین، این نهادها نه تنها به عنوان زیرساخت بازار عمل می کنند، بلکه در عمل به نمونه های بارزی از پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو تبدیل شده اند که بقای خود را از جریان نقدینگی واقعی بازار تأمین می کنند.
استیبل کوین ها موتورهای درآمد زایی در زمستان کریپتو
برخلاف بسیاری از پروژه های مبتنی بر روایت، پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو آنهایی هستند که جریان درآمدی شفاف و مستقلی از فعالیت اصلی بازار ایجاد می کنند. نمودارهای درآمد آنچین به وضوح نشان می دهند که استیبل کوین هایی مانند تتر (USDT) و (USDC) با درآمدی نزدیک به یک میلیارد دلار در ماه، در صدر فهرست قرار دارند. سودآوری سرشار این پروژه ها نه از نوسانات، که از مدل سنتی اما قدرتمند «اختلاف نرخ بهره» حاصل می شود؛ جایی که دارایی های پشتوانه (معمولاً اوراق خزانه داری آمریکا) برای ناشرین درآمد ایجاد می کنند.
در کنار این غول های ثابت قدم، پروتکل های نوآور و کاربردمحور نیز خود را به عنوان پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو اثبات کرده اند. هایپر لیکوئید، به عنوان سودآورترین پروتکل مشتقه آنچین و پامپ فان، با منطق سودآور «فروش بیل و کلنگ»، نشان می دهند که ارائه زیرساخت یا ابزارهای ضروری معامله گری، حتی در رکود، تقاضا و درآمد دارد. جالب توجه اینجاست که پروژه های کوچک تر اما کارآمدی مانند اکسیوم پرو و لایتر نیز با حفظ جریان نقدی مثبت، ثابت می کنند که مقیاس کوچک لزوماً به معنای عدم سودآوری پایدار نیست.
الگوی جدید صرافی های غیرمتمرکز

در میان پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو، صرافی های غیرمتمرکز پرپچوال با اتکا به درآمدهای واقعی از کارمزد معاملات، جایگاهی ویژه دارند. هایپرلیکوئید نمونه ای درخشان است که با ثبت 106 میلیون دلار درآمد در یک ماه و تخصیص 32% از آن برای بازخرید و سوزاندن توکن های پلتفرم، یک چرخه اقتصادی قوی ایجاد کرده است. نکته کلیدی، تأمین مالی این بازخرید صرفاً از درآمد داخلی پروتکل، بدون فشار فروش ناشی از جذب سرمایه خارجی است. این رویکرد، ارتباط مستقیم و ملموسی بین عملکرد پروتکل و ارزش توکن آن برقرار کرده و شباهتی چشمگیر به سودآوری پایدار صرافی های متمرکز بخشیده است.
پروژه های دیگر نیز در حال تطبیق با این منطق جدید هستند. یونی سواپ، با پیشنهاد فعال سازی مکانیسم تقسیم کارمزد و تخصیص بخشی از درآمد تاریخی به بازخرید توکن UNI، گامی حیاتی برای تبدیل شدن به یکی از پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو برداشته است. این تصمیم که با واکنش مثبت 40 درصدی بازار همراه بود، نشان می دهد حتی پروتکل های با سهم بازار کاهش یافته نیز می توانند با اتصال درآمد پروتکل به سود توکن هولدرها، منطق بنیادی خود را بازتعریف و اعتماد را احیا کنند.
در نهایت، عصر پروژه هایی که صرفاً با ایردراپ و هیجان مصنوعی ارزش می آفرینند به پایان رسیده است. معیار بقا در فضای کنونی، ایجاد یک چرخه تجاری کامل و شفاف است که در آن درآمد واقعی و پایدار، موتور محرکه توسعه باشد. تنها پروتکل هایی که این اصل را درونی کنند، نه تنها کاربران خود را حفظ می کنند، بلکه در زمره پایدارترین پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو قرار خواهند گرفت.
درآمد هنگفت صادرکنندگان استیبل کوین
در میان پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو، صادرکنندگان استیبل کوین ها موقعیتی بی همتا دارند. این نهادها با مدل درآمدی ساده اما بسیار قدرتمند «اختلاف نرخ بهره» عمل می کنند. شرکت تتر، با تبدیل دلارهای دریافتی از خریداران USDT به اوراق خزانه داری و دارایی های کم ریسک بهره دار، به یک ماشین چاپ پول تبدیل شده است. سود خالص 13.4 میلیارد دلاری آن در سال 2024 و پیش بینی عبور از 15 میلیارد دلار در سال 2025، گواهی بر این مدل تجاری بی نیاز از نوسانات بازار است.
شرکت سرکل، صادرکننده USDC، نیز با درآمد 1.6 میلیارد دلاری در سال 2024 که 99% آن از محل سود دارایی های بهره دار تأمین شده، همین منطق را دنبال می کند. جالب ترین ویژگی این پروژه ها، رفتار ضد چرخه ای آنهاست: در بازارهای نزولی که سرمایه گذاران به سمت دارایی های کم ریسک مانند استیبل کوین ها فرار می کنند، حجم ذخایر و در نتیجه درآمد این شرکت ها افزایش می یابد. به این ترتیب، آنها نه تنها از رکود آسیب نمی بینند، بلکه به عنوان نمونه های اعلای پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو رونق بیشتری پیدا می کنند.
برای کسب اطلاعاتی در مورد سیگنال ارز دیجیتال و مشاهده نتایج، بر روی لینک کلیک کنید.
درآمد پایدار بلاک چین ها در زمستان کریپتو

در میان دسته بندی پروژه های وب 3، بلاک چین های عمومی با درآمد پایه ای حاصل از کارمزد تراکنش ها (Gas Fees)، جایگاه ویژه ای به عنوان پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو دارند. این درآمد معیار مستقیمی برای سنجش میزان کاربرد واقعی و تقاضای شبکه است. بر اساس داده های اخیر، اتریوم با 739 میلیون دلار درآمد کارمزد در صدر قرار دارد، هرچند به دلیل مهاجرت فعالیت ها به لایه دو، شاهد کاهش 71 درصدی بوده است. در مقابل، سولانا با 719 میلیون دلار و رشد 26 درصدی و ترون با 628 میلیون دلار و رشد 18 درصدی، عملکردی پویا و رو به گسترش را نشان می دهند که عمدتاً توسط موج های کاربردی مانند میم کوین ها و عامل های هوش مصنوعی تقویت شده اند.
نکته قابل توجه، رشد پایدار و بالای برخی شبکه هاست. زنجیره BNB با درآمد 264 میلیون دلاری و رشد چشمگیر 38 درصدی، بالاترین نرخ رشد را در میان بلاک چین های اصلی داشته است. این رشد، که همراه با افزایش حجم تراکنش ها و آدرس های فعال است، نشان دهنده گسترش کاربرد واقعی، حفظ کاربران و تقاضای ارگانیک در شبکه است. چنین رشدی، یک پشتوانه درآمدی باثبات را برای توسعه بلندمدت اکوسیستم فراهم می کند و حتی بیت کوین با وجود کاهش درآمد به 207 میلیون دلار، همچنان یک جریان درآمدی قابل اتکا دارد.
در نهایت، می توان بلاک چین های عمومی را به تأمین کنندگان ضروریات در یک منطقه طلاخیز تشبیه کرد. درست مانند اینکه هر معدنکاری برای کار به آب، برق و راه نیاز دارد، هر فعالیتی در فضای وب 3 از DeFi گرفته تا NFT و عامل های AI نهایتاً به یک زیرساخت پایه برای اجرای تراکنش های خود وابسته است. همین وابستگی ذاتی، آنها را به نمونه های کلاسیک پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو تبدیل می کند. این پروژه ها ممکن است شاهد رشدهای انفجاری کوتاه مدت نباشند اما به لطف ماهیت ضد چرخه ای و درآمدزایی پایه از تقاضای زیرساختی، ثبات و دوام خود را در شرایط سخت بازار تضمین می کنند.
موتور پنهان درآمد در زمستان کریپتو

در کنار مدل های درآمدی آشکار مانند معاملات و زیرساخت ها، اقتصاد توجه به عنوان کسب و کار پنهان و حیاتی بازار کریپتو عمل می کند. اینفلوئنسرها و خالقان محتوا (KOLها) با تبدیل نفوذ شخصی و تخصص خود به کانال های جریان ساز، مسیرهای درآمدی متنوعی از جمله تبلیغات هدفمند، اشتراک های انحصاری، فروش دوره های آموزشی و دریافت حق الزحمه های پروژه ای ایجاد کرده اند. برآوردها حاکی از آن است که حتی اینفلوئنسرهای سطح متوسط نیز می توانند ماهانه حدود 10 هزار دلار صرفاً از طریق تبلیغات کسب درآمد کنند.
زمستان بازار، نقش یک غربالگر طبیعی را برای این اکوسیستم ایفا کرده است. با افزایش انتظارات مخاطبان برای محتوای باکیفیت و تحلیل های عمیق، تنها تولیدکنندگان محتوایی که بر پایه تخصص واقعی، تحلیل مستدل و تعامل پایدار با جامعه خود اعتماد ساخته اند، توانسته اند تاب بیاورند و رشد کنند. در این فرآیند، افراد سطحی و محتوای زودگذر حذف شده و فضایی برای حرفه ای هایی باقی مانده که اقتصاد توجه را به یک جریان درآمدی باثبات و مقیاس پذیر در دل پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو تبدیل می کنند.
اینفلوئنسرها به مثابه سرمایه گذاران خطرپذیر نوین
فراتر از تبلیغات و محتوای پولی، یک لایه عمیق تر و پیچیده تر از اقتصاد توجه ظهور کرده است: تامین مالی مستقیم پروژه ها از طریق اعطای توکن به اینفلوئنسرها. در این مدل، اینفلوئنسرها دیگر صرفاً تبلیغ کننده نیستند، بلکه با دریافت توکن های اولیه با قیمت ترجیحی، به بازیگران مستقیم بازار اولیه و سرمایه گذاران زودهنگام تبدیل می شوند. این امر به آنها امکان می دهد با استفاده از نفوذ و دسترسی مستقیم به جامعه، به گونه ای مؤثر جایگاه سنتی سرمایه گذاران خطرپذیر (VC) را دور بزنند. در مقابل، پروژه ها نیز نه تنها برای دیده شدن، بلکه برای جذب اعتماد و ایجاد ترافیک اولیه باکیفیت، از این اهرم قدرتمند استفاده می کنند.

همراه با رشد این مدل، یک اکوسیستم جانبی تخصصی نیز شکل گرفته که شامل آژانس های واسطه ای است که پروژه ها را به اینفلوئنسرهای مرتبط متصل می کنند و فرآیند را به سیستمی هدفمند و شفاف شبیه سازی تبلیغات دیجیتال تبدیل می نمایند. با این حال، هسته اصلی این اقتصاد همچنان بر پایه کسب درآمد از اعتماد استوار است. در بازارهای نزولی که اعتماد به شدت کمیاب و گران بها می شود، این نوع درآمدزایی نیز دشوارتر و انتخابی تر می گردد. تنها آن دسته از اینفلوئنسرها و پروژه هایی که بتوانند با شفافیت و ارزش آفرینی واقعی، این اعتماد را حفظ و تجمیع کنند، از این مدل به عنوان یک جریان درآمدی پایدار در زمستان کریپتو بهره مند خواهند شد.
کلام آخر
در زمستان کریپتو، پروژه های سودآور وب 3 تنها بر دو پایه استوار می مانند: درآمد مبتنی بر معاملات و درآمد مبتنی بر توجه. صرافی ها، اعم از متمرکز و غیرمتمرکز، با اتکا به جریان کارمزدهای تراکنش ها، درآمدی مداوم و خودپایدار ایجاد می کنند که نیاز به سرمایه بیرونی را به حداقل می رساند. در سوی دیگر، اینفلوئنسرها و خالقان محتوای متخصص، با تبدیل توجه و اعتماد جامعه به خدمات و تبلیغات هدفمند، جریان ارزش اقتصادی پایداری می سازند. اگرچه تنوع مدل های درآمدی در آینده افزایش خواهد یافت، اما اصل تعیین کننده ثابت است: تنها پروژه های سودآور وب 3 در زمستان کریپتو که توانایی خلق درآمد واقعی در دوران رکود را دارند، شایستگی رهبری چرخه های بعدی رشد را پیدا می کنند. در مقابل، پروژه های وابسته به صرف روایت و هیجان، بدون ایجاد جریان نقدی پایدار، حتی در اوج توجه موقت نیز محکوم به حاشیه نشینی هستند.
نظر بدهید